تبليغاتX
Toolakyan تولکیان
Toolakyan تولکیان
هرکس با تعلقی زندگی میکند ماهم با تعلقی

غزل

من خسته ام غزل بخدا خسته ام مكن

من رفته ام غزل بخدا بسته ام مكن

از ذره ذره موي سیاهم اثر نماند

بشكسته ام غزل بخدا وصله ام مكن

پاشان وبي قراروگسستم هزار بار

بگسسته ام غزل بخدا دسته ام مكن

يكبار عمر مرا خورده اي تمام

من مرده ام غزل بخدا زنده ام مكن

آزادم و زقيد تعلق بسي جدا

من حره ام غزل بخدا بنده ام مكن

دست تو روز وشب اندرسرمن است

آباد و سالمم غزل بخدا گنده ام مكن

آزادم از تكلف هر گونه رسميات

آدينه ام غزل بخداشنبه ام مكن

راهم صراط مستقيم وپيامم شفاف

صافم غزل بخدارنده ام مكن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1386/05/21 توسط سید شکیب زیرک
Blog Skin