تبليغاتX
Toolakyan تولکیان
Toolakyan تولکیان
هرکس با تعلقی زندگی میکند ماهم با تعلقی

یادم هست آن روز ها روزهای که دیگر نیستند ومن نمیدانم چگونه باز یابم آن روز ها را هیچ وقت فراموش نمیکنم آن روز های بارانی را آن شب های گرم ودل فریب آن بوته های گل کنار ارسی را و آن شاخه نبات های داخل بقچه بی بی ام را فراموش نمیکنم که چگونه گوشت های لند سر طاقچه خیره به من نشسته بودند ومن با او تنها کنار رود میرفتیم ومیرقصیدیم جستک میزدیم وفریاد میکشیدم .آب را بر سر همدیگر میپاشیدیم

آنروز ها دیگر نیستند ومن تنهایم او هم نیست شاید مرده باشد ویا هم زنده است اما نمیدانم کجاست وچه میکند ای کاش میبود ومرا از این تنهائی نجات میداد!!!

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 1388/02/25 توسط سید شکیب زیرک
Blog Skin